تبليغاتX
VOROOJAK
...


VOROOJAK











دست عشق از دامن دل دور باد!

می توان آیا به دل دستور داد؟

 

می توان آیا به دریا حکم کرد

که دلت را یادی از ساحل مباد؟

 

موج را آیا توان فرمود: ایست؟

باد را فرمود: باید ایستاد؟

 

آنکه دستو زبان عشق را

بی گزاره در نهاد ما نهاد

 

خوب می دانست تیغ تیز را

در کف مستی نمی بایست داد

 

قیصر امین پور

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم تیر 1387 ساعت 16:54  توسط سارا  | 


اون موقع که اسم وبلاگم رو گذاشتم وروجک، سرشار از انرژی بودم؛ سرشار از نشاط.

اما الان که دارم می نویسم سرشار از غم واندوهم.

دوری از خاله گیتی عزیزم و گیسو وعلی آقا که به دیار غربت رفته اند؛

سنگ صبور بودن عزیزانم،

سنگ صبور بودن دیگران،

سنگ صبور بودن خودم.

همه اینها برای ناامیدی و غم و اندوه و... کافی است.

همیشه دوست دارم مرحم دردی برای عزیزانم باشم؛

اما چه کسی مرحم درد من باشد؟!؟

نمی دانم...

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387 ساعت 22:21  توسط سارا  | 


الان که دارم می نویسم از زندگی بدم می آید.

این موضوع برایم حل نشده، زندگی چیست؟

کار می کنیم، کار کار کار...

تلاش می کنیم، شب و روز...

خوش می گذرانیم...

و یا به قول معرف جوون می ککنیم برای زندگی بهتر.

* * *

زندگی را مثل یک بازی کامپیوتری می دانم که مراحلش از پیش تعیین شده

و تو اجازه داری فقط  بازی کنی، همین

گرچه انتخاب شیوه بازی ات با خودت است،

اما اگر نخواهی بازی کنی جایت در وسط آتش است.

تو با برنده شدن از مرحله ای به مرحله ای بعد وارد می شوی.

هر مرحله از مرحله قبل سخت تر و دشوار تر،

شاید زمان کم بیاوری و نتوانی به مرحله بعد بروی.

* * *

مانند مراحل زندگی، که هر روز از روز قبل زندگی برایت سخت تر می شود.

و تو باید تلاش کنی و این رسم زندگی یا قانون بازی است.

کودکی ـــ نوجوانی ـــ بلوغ ـــ جوانی ـــ عشق ـــ میان سالی ـــ اولاد ـــ پیری ـــ و در آخر مرگ

میلیارد ها میلیارد انسان این مراحل را طی کرده اند،

نمی فهمم چرا؟

 که چه بشود؟

چرا این بازی تمام نمی شود؟

ما همه مشغول بازی نا خواسته ای هستیم، که در آن در پی رمز گشایی هستیم.

برای حل این بازی راهنمایی به اسم قرآن برای ما قرار داده اند...

بگذریم...

زندگی ام طولانی شده

تکرار هایش زیاد

و من در غم این نا مجهولی زندگی ام وا مانده ام.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم خرداد 1387 ساعت 20:25  توسط سارا  | 


بزرگ ترین کاری که یک پدر می تواند برای فرزندانش انجام دهد، این است که مادرشان را دوست بدارد.


این جمله را در یکی از مجلات مطرح و پر فروش خواندم؛ حال این سوال برایم مطرح است که آیا بزرگ ترین کار پدر این است؟ دوست دارم نظر شما را هم بدانم.


ولی به نظر من این بزرگ ترین کار پدر نیست....

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387 ساعت 23:55  توسط سارا  | 


من نه از اينجايم نه از آنجای دور

آسمان برای اوست، زمين برای تو

                   و من برای من

                   زمين برای تو،

                       کافيست...

                         باور کن

 

                            

                                س.حق شناس

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1387 ساعت 13:23  توسط سارا  | 


دهه فاطمیه

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387 ساعت 20:24  توسط سارا  | 


                روز جهانی ارتباطات

27 ارديبهشت ماه روز جهانی ارتباطات و روابط عمومی بر همه فعالان اين عرصه مبارک باد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387 ساعت 20:47  توسط سارا  | 


پاسکال می گويد:

دل دلايلی دارد که عـقـل را بدان دسترسی نيست، به وجود خـدا دل گواهی می دهد نه عـقـل و ايـمـان از اين راه بدست می آيد.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387 ساعت 21:17  توسط سارا  | 


روزنامه ‌نگاری

يازده سطح روزنامه ‌نگاری شهروندی

توسعه وسايل ارتباطات جمعی و فناوری های ارتباطات و اطلاعات، در سال ‌های اخير، به شهروندان امكان داده است كه در توليد روزنامه ‌نگاران مشاركت كنند. به اين ترتيب نوع تازه‌ اي از روزنامه ‌نگاری با عنوان روزنامه ‌نگاری شهروندی پديد آمده است. روزنامه ‌نگاری شهروندی، به ‌نوبه خود، باعث تحول چشمگيری در محتوا و شكل ارائه خبرها و گزارش ‌های ارائه شده فشار مثبتی را بر تحريريه‌ها وارد آورده است تا بيش از پيش به پيگيری و پوشش اخبار و رويدادها بپردازند.

 

«استيو آتينگ» در مطالعه خود به بررسي 11 لايه و سطح روزنامه ‌نگاری شهروندی پرداخته است كه فشرده‌ای از آن را می ‌‌خوانيد.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387 ساعت 20:28  توسط سارا  | 


نفس کشيدم خدا را بو کشيدم                خدا بوی پاکی می داد

به اطرافم نگاه کردم خدا را ديدم            به زيبا ترين شکـل

گوش کردم خدا را شنيدم                    به زيبا ترين نـت

دروجودم خدا رو حس کردم           

"سارا"

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387 ساعت 1:48  توسط سارا  |